عشق های عجیب در ایران / حرفهای دل پروفسور سمیعی

نمایه کاربر
IMAN
مدیرکل سایت

مدیرکل سایت
پست: 322
امتیاز: 5694
تاریخ عضویت: جمعه 11 خرداد 1397, 4:08 pm
محل اقامت: Buston
حالت من:
تشکر کرده: 148 دفعه
تشکر شده: 383 دفعه
تماس:

جدید عشق های عجیب در ایران / حرفهای دل پروفسور سمیعی

پست توسط IMAN » پنج شنبه 6 دی 1397, 12:28 am

این متن بسیار زیباست.بر فرض اینکه  پروفسورسمیعی  این متن را نگفته باشد باز هم متن بسیار زیبا و دلنشین است و بازخوردی از جامعه ماست.
بنده آمادگی دارم در رابطه با خط به خط این متن با هر صاحب نظری مباحثه کنم !



من درایران چیزهای عجیبی دیدم ....!
اینجا مثل آلمان پل عشق ندارد......!
از رز هلندی هم خبری نیست.....!
اینجا عشق یعنی....!
دوست داشتن یعنی کلاس گذاشتن برای همدیگر...!
مهربانی ات را می گذارند به حساب آویزان بودنت ..!

من در ایران نتوانستم به کسی بفهمانم دوست داشتن را به حساب چیز دیگری مگذار ...!
ایرانیان جوانی نمی کنند پیر مرد و پیرزن های کم سن وسال بسیار دارند..!
ایرانیان عشق را با ماشین و لباس خوب انتخاب می کنند نه با نیت خوب !
ایران را دوست دارم،
امــــــــا ... اینجا ادم همیشه دلگیر است

هنوز درهمین نزدیكی ما!
مردى گوسفند می کشد و خونش را به ماشین چند صد میلیونى اش میمالد !

پسری پشت ماشینش می نویسد : بیمه قمر بنی هاشم; اما مثل یابو میراند!
هنوز برای ازدواج استخاره می کنند نه تحقیق!

هنوز مردم چشم دیدن بوسه عشق را ندارند درحالیكه برای دیدن صحنه اعدام باشوق حاضر می شوند!

درحالیكه تنها نان آور همسایه، بعلت بیماری و بی پولی درحال مرگ است ، فرسنگها مسیر را جهت زیارت خدایی میروند كه خودش گفته از رگ گردنتان به شما نزدیكترم…
زبانشان پر است از جملات زیبا اما عملشان سرشار از زشتی و ناپاکی است!

آری این است بلای تعصب کور کورانه جاهلی!
بیاد دیالوگی ماندگار از سریال امام‌علی (ع) افتادم:
"معاویه:
قوی‌تر از ذوالفقار علی سراغ داری؟
عمروعاص: آری، جهل مردم...!"

هرگز کیفیت را فدای کمیت نخواهیم کرد  ✅
سال 97 سال سخت زندگی ایرانیان ❌

بازگشت به “موضوعات منطقی”